زندگي نامه احمد بورقانی به قلم سهام الدین بورقانی

احمد بورقانی فراهانی در دی ماه 1338 در ناحیه وحیدیه در شرق تهران دیده به جهان گشود. او فرزند سوم خانواده پرجمعیتی است که پدرش با اشتغال به کار بنایی آن را اداره می کرد.
همه ی دوره ی رشد و نمو و تحصیل احمد بورقانی در این ناحیه گذشت و او اکنون که 48 سال از عمرش می گذرد هنوز در این منطقه ساکن است. وحیدیه در آن سالها خارج از محدوده تهران قرار داشت و از کمترین امکانات عادی شهری بی بهره بود. نه منطقه خیابان بندی شده بود و نه از تلفن و برق و آب لوله کشی شده خبری بود. آن چه بیشتر به چشم می آمد آثار باقی مانده از زندگی روستایی یعنی باغات رو به خشکی و رمه های خسته گوسفندان بود. از اوایل سال 1340 نمادهای شهری و زندگی به ناحیه وحیدیه آمد. خیابانی خاکی به نام وحیدیه خیایان تهران نو یا دماوند فعلی را به خیابان نظام آباد یا شهید مدنی فعلی متصل کرد و این شد مسیر اصلی رفت و آمد مردم به شهر. همزمان دو دبستان پسرانه ودخترانه در منطقه احداث گردید که اولی دیهیم نام گرفت و دومی شوریده شیرازی.
احمد بورقانی دوره ی پنجساله ابتدایی را در دبستان دیهیم گذراند، دوره ای که تنها خواندن و نوشتن فارسی را برای او به ارمغان آورد و او کمتر خاطره خوشی از این دوره به یاد دارد زیرا رفتار تحکم آمیز و توأم با تندی مسئولان و برخی معلمان مدرسه اجازه نداد خاطرات و روزهای خوشی در حافظه دراز مدتش باقی بماند. معلمان عمدتاً به ارائه دروس معمول همت می گماردند و به همین خاطر هیچ به یادش نمانده حتی یک بار کسی داستان، قصه یا خاطره ی شیرینی را سر کلاس درس برای او و همشاگردهایش تعریف کرده باشد امّا تا بخواهید از چوب و فلک و خط کش و کمربند و ترکه خاطره دارد. یک نفر در کلاس بی نظمی به خرج می داد و همه کلاس کتک می خوردند و البته معلمان همواره از بورقانی عذر می خواستند که می دانستند او دانش آموز منظم و مؤدبی است ولی ناچار است در تنبیه جمعی مشارکت کند!
البته این ها همه مانع از آن نشد که او به مطالعه آزاد روی نیاورد. بعد از سال 1346 یعنی زمانی که کلاس دوم دبستان بود به عضویت کتابخانه ای در آمد که کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در جوار دبستان دیهیم به راه انداخته بود و انصافاً نقش مؤثری در پر کردن سالم اوقات فراغت دانش آموزان پر فقر وحیدیه داشت. کتابخانه ی کانون علاوه بر فراهم آوردن امکان مطالعه کتب دلچسب و جذاب، کلاس های مختلف جنبی نظیر آموزش موسیقی، نقاشی، خطاطی، روزنامه نگاری روزنامه دیواری عکاسی و … را برای ارتقا آگاهی های کودکان و نوجوانان نیز ارائه می کرد. اولین کتابی که احمد بورقانی خواند «میهمانان ناخوانده» است که متاسفانه نام نويسنده آن را در خاطر نداشت؛ نقاشی های آن، کار نقاش و هنرمند پرتوان نورالدین زرین کلک است. اولین کلاسی را نیز که بورقانی در کانون شرکت کرد کلاس روزنامه دیواری بود که تا امروز طوقش را از گردنش برنداشته است.
دوره ابتدایی او به نظام جدید تحصیلی برخورد و پنجساله شد. بورقانی بعد از اخذ تصدیق پنجم ابتدایی به عنوان اولین گروه از دانش آموزان وارد دوره ی راهنمایی شد. کلاس اول دوره راهنمایی را در دبستان کوروش که بعد از انقلاب به ابوذر تغییر نام داد طی کرد. فضای پر تنش و کلاس های پر دانش آموز این مدرسه موجب شد والدینش مدرسه او را تغییر دهند و احمد بورقانی دو سال باقی مانده دوره راهنمایی را در مدرسه راهنمایی احمد زرافشان در خیابان نظام آباد جنوبی ایستگاه امیر شرفی طی کرد. مدرسه ای که اولین خاطرات خوش تحصیلی را البته همچنان در کنار ضرب و شتم و کتک در ذهنش برجای نهادو نام محمد علی جمال زاده پدر قصه نویسی نوین ایران را اولین بار در این مدرسه از زبان آموزگار مهربان درس فارسی شنید و قصه های روح نواز «یکی بود، یکی نبود» را نیز در همین کلاس . همه ی این ها موجب شد که در پایان دوره راهنمایی، احمد بورقانی با رتبه ای بالا و نمراتی پر زرق و برق راهی دوره ی متوسطه شود و به همین علت او مختار شد میان همه رشته های تحصیلی یعنی جامع (ریاضی و فیزیک)، نظری (طبیعی)، صنعت (هنرستان)، علوم انسانی (ادبی) و خدمات (بازرگانی و مدیریت) هر کدام را که مایل است برگزیند و او رشته ی جامع را انتخاب کرد.
در طی تحصیل در دوره ی راهنمایی احمد بورقانی هم دایره مطالعه خود را بر کتب مذهبی گسترش داد و هم توفیق شرکت در مراسم مذهبی و سخنرانی های دینی را در مساجد و مراکز دینی منطقه یافت .راسته کتاب فروشان در شاه آباد قدیم و جمهوری فعلی و نیز مسجد جامع فاطمیه واقع در خیابان تسلیحات در ناحیه وحیدیه از اماکنی بود که پاتوق دائمی وی شدند. کمتر مراسم سخنرانی شناخته شده ای بود که احمد بورقانی از آن ها غافل بماند. در عین حال در چندین هیئت قرائت قرآن و تفسیر و بررسی مسائل مذهبی مشارکت فعالی داشت و تقریباً ایام تعطیل خود را با این امور پر می کرد.
در سال 1353 او وارد دوره متوسطه در دبیرستان ابراهیم صهبا در خیابان نظام آباد جنوبی، ایستگاه اسلامی شد. باز هم او جزء اولین گروه از دانش آموزانی بود که وارد دوره ی جدید تحصیلی در دوره ی متوسطه می شد. بورقانی رشته جامع (ریاضی فیزیک) را برگزیده بود. رشته ای که سال بعد نامش تغییر کرد و ریاضی و فیزیک خوانده شد. اشتغال احمد بورقانی به امور جنبی نظیر ورزش و فعالیت های غیر درسی موجب بی توفیقی بورقانی درسال اول دوره ی متوسط شد. او در خرداد ماه با هشت فقره تجدیدی در دورس مهم نظیر جبر، ریاضی جدید، مثلثات، زبان، فیزیک و … روبرو شد و به رغم شرکت در کلاس های تقویتی دبیرستان معروف خوارزمی (شماره 3) در شهریورماه مهر سرخ مردودی را در کارنامه تحصیلی خود شاهد شد. البته این یکسال مردودی درس عبرتی برای او شد تا میان فعالیت هاو مطالعات غیردرسی و پیگیری دورس رسمی خود تعادل برقرار کند و همین امر کمک کرد تمام سال های بعد را با سهولت و دردسر کمتر پشت سر بگذارد. از جمله اقدامات او در دوره ی تحصیلی در دبیرستان به همراه سایر همکلاسانش اختصاص یک اتاق از کلاس های دبیرستان به نمازخانه بود که با استقبال جمعی از آموزگاران دبیرستان نیز روبه رو شد و نیز تأسیس کتابخانه برای مدرسه بود. کتابخانه با جمع آوری کتاب از میان دانش آموزان شکل گرفت و به همین علت دانش آموزان وابستگی خاصی به آن داشتند گرچه هیچ گاه کارکرد واقعی کتابخانه عمومی را به خود نگرفت امّا این امکان را فراهم ساخت که علاقه مندان به سهولت کتاب های قاچاق را تحت پوشش کتابخانه دست به دست کنند و در این میان کتاب های شهید شریعتی بیشترین رونق و بازار را داشت. بورقانی در کنار این فعالیت ها از ورزش نیز غافل نبود و به طور مرتب به فوتبال و والیبال پرداخت. او عضو تیم والیبال دبیرستان شد و توانست در موفقیت تیم دبیرستان در کسب مقام اول در منطقه و نیز کسب مقام در استان تهران ایفای نقش کند.
سال های 56 ـ 57 سال های داغ فعالیت های مذهبی و سیاسی در تهران بود و او هم در دبیرستان و هم در مسجد جامع فاطمیه که مدت ها مسئولیت کتابخانه و فعالیت های فوق برنامه آن را نظیر کلاس های آموزشی بر عهده داشت، با شور و شوقی دوچندان فعالیت می کرد و همگام با مردم ایران چشم امید به سرنگونی حکومت ظالم پهلوی داشت.
در سال 1357 که اقدامات انقلابی در کشور گسترش یافت او نیز همپای مردم در فعالیت های مختلف مشارکت فعال داشت. تعطیلی کلاس های درس و دبیرستان و نیز برپایی تظاهرات روزانه همراه با سایر همکلاسان به فریضه ای عادی تبدیل شده بود. بورقانی در عین حال در طی سال های 56 و 57 قاری قرآن صبحگاهی در مدرسه بود و معمولاً از خواندن دعای صبحگاهی که دعا به جان شاه از جمله مفاد آن بود سرباز می زد و همین امر مسئولان دبیرستان را وا می داشت که کس دیگری را برای قرائت دعا سرصف آورند و البته از اواخر مهر سال 1357 خواندن دعای صبحگاهی کلاً از مراسم صبحگاهی حذف شد و به جای آن ترجمه آیات قرائت شده و نیز قرائت و ترجمه یک حدیث و روایت جایگزین آن شد. از جمله دیگر فعالیت های او در دوره ی تحصیل در دبیرستان، کمک به تهیه روزنامه دیواری در دبیرستان بود که کوشش می شد تا آن جا که میسر است مسایل دینی و امور ضد حکومتی د رآن گنجانده شود.
پیروزی انقلاب موجب شد ک او توجه جدی تری به درس و مشق خود معطوف دارد امّا فعالیت های جنبی همچنان ادامه داشت. او مسئولیت انتشار نشریه ای را در دبیرستان در نیمه اول سال 1358 برعهده گرفت که با نام «حقیقت» سه شماره آن به صورت استنسیل تکثیر و در اختیار دانش آموزان قرار گرفت و این نخستین کار جدی روزنامه نگاری بورقانی است. او در هر شماره مقاله ای را نوشت که تنها مقاله «وحدت» به یادش مانده است که درباره نماز جمعه بود.
بورقانی در اولین کنکور بعد از انقلاب شرکت کرد و به رغم علاقه برای ادامه تحصیل در رشته زبان و ادبیات فارسی، رشته جغرافیا را برگزید و به دانشگاه فردوسی ـ مشهد ـ رفت تا هم زندگی مستقل را تجربه کند و هم با کمک هزینه تحصیلی که دریافت کند بعد از این باری بر دوش خانواده نباشد امّا هزینه ای تحصیل نظیر اجاره خانه و … و نیز عدم پرداخت کامل و بهنگام کمک هزینه او را وادار کرد همچنان متکی به خانواده باقی بماند. هرچند بورقانی در دوره ی تحصیل در دبیرستان، معمولاً ایام تابستان را همراه پدر به کارگری ساختمان می گذراند و در کمک به خانواده کوتاهی نمی کرد امّا زندگی دانشجویی مشهد بدون کمک خانواده میسر نشد. در مدت یکسالی که او در مشهد اقامت داشت در کنار تحصیل همچنان از فعالیت های سیاسی و مذهبی دردانشگاه دریغ نمی ورزید. دانشگاه مشهد، انجمن اسلامی نداشت، گروه های اسلامی فعال در دانشگاه که با دیدگاه ها و اندیشه های او نزدیکی داشت «یکی شاخه دانشجویی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی« بود و دیگری «مجمع احیا تفکرات شیمی» که این دومی تقریباً کارکرد انجمن اسلامی را داشت و به علت سخنان تند و تیز شهید عبدالحمید دیالمه رییس مجمع احیا و نماینده مشهد در مجلس اول شورای اسلامی در مسائل مختلف ،گروهی شناخته شده بود. بورقانی در جلسات و فعالیت ها این دو گروه مشارکت داشت و در جریان تقسیم امکانات برای گروه های دانشجویی، نام خود را به عنوان عضو شاخه دانشجویی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در دانشگاه مشهد ثبت کرد.
انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه ها، بورقانی را به تهران کشاند و او بلافاصله به دستیاری پدر رفت و سرگرم کار بنایی شد، هنوز چند روزی از اشتغال به حرفه قدیمی نگذشته بود که از سوی برخی دوستان دعوت به همراهی با دکتر کمال خرازی در خبرگزاری جمهوری اسلامی فعلی وخبرگزاری پارس آن زمان شد. دکتر خرازی در تیرماه 1359 حکم سرپرستی خبرگزاری پارس را از شورای انقلاب دریافت کرد و بورقانی همراه با جمعی دیگر از جوانان علاقه مند که عمده آن ها دانشجو بودند از همان روز نخست پا به خبرگزاری پارس نهاد. انها بعد طی از یک دوره آموزش خبری و شرکت در امتحان در گروه های خبری خبرگزاری تقسیم شدند. رتبه خوب بود بورقانی او را به گروه سیاسی کشاند و در کمتر از یک هفته احمد بورقانی به عنوان خبرنگار خبرگزاری پارس در دفتر امام خمینی معرفی شد. هنوز چند ماهی از اشتغال او در گروه سیاسی نگذشته بود که مسئولیت دبیری اخبار گروه سیاسی به بورقانی واگذار شد و او امکان یافت که برای انتشار یا عدم انتشار اخبار سیاسی خبرگزاری تصمیم گیری کند و بعد از گذشت کمتر از یکسال بورقانی عملاً سردبیر گروه سیاسی خبرگزاری شد. البته تا قبل از این او فعالیت در بخش های مختلف را آزموده بود از خبرنویسی گرفته تا شرکت در مراسم و برنامه های مختلف خبری از جمله پوشش اخبار پارلمان و رئیس مجلس و شورایعالی دفاع.علاقه بورقانی به کار خبری و نیز اختصاص عمده وقت روزانه اش در خبرگزاری موجب شد که او به سرعت پله های رشد را طی کند. بورقانی در سالا 1363 سردبیر ارشد خبرگزاری جمهوری اسلامی شد و این اختیار را به دست آورد که بر کلیه گروه های خبری و تحریریه خبرگزاری نظارت و مدیرت کند. او بعد از مدتی به سمت مدیر اخبار خبرگزاری جمهوری اسلامی منصوب شد که کلیدی ترین پست خبرگزاری در ان زمان بود.
او در مدت فعالیت اش در خبرگزاری جمهوری اسلامی به رغم گستردگی فعالیت خبری خبرگزاری که هم بخش مهم اخبار غیر منتشره و هم بخش گسترده اخبار منتشره را داشت کمترین خطا و اشتباه را داشت و خبرگزاری به رغم صراحت در تهیه اخبار به ویژه اخبار کمبودها و کژی ها و کاستی ها با کمترین ایراد و اعتراض روبه رو شد. فراموش نباید کرد که در همه این دوره جنگ در کشور جریان داشت و پوشش اخبار جنگ با ضرورت رعایت جوانب مختلف کار اصلی ترین وظیفه خبرگزاری بود. او معمولاً بعد از دکتر خرازی مدیر عامل خبرگزاری که همزمان ریاست ستاد تبلیغات جنگ را نیز بر عهده داشت از اولین نفراتی بود که از تدارک رزمندگان اسلام برای عملیات جدید مطلع می-شد و باید با رعایت جوانب مختلف احتیاطی و اتخاذ تدابیر ویژه ،گروه های خبری را قبل از عملیات عازم ناحیه ی نبرد کند و در صورت ضرورت خود نیز به آنان می پیوست. او شیرینی لحظات کاری اش در خبرگزاری را انتشار اخبار پیروزی و توفیق رزمندگان اسلام می داند و تلخ ترین آن را اخبار ناکامی ها.
او از گزارش شصت صفحه ای یادی می کند که به عنوان تلخ ترین گزارش عمر خبری او باقی مانده و آن گزارشی است که از علل شکست عملیات والفجر مقدماتی تهیه کرده است ،عملیاتی که همراه با سایر همکارانش یک ماه قبل از شروع عملیات و دو هفته بعد از شکست آن در جبهه بودو شاه مصایب و دشواری های آن بود . این گزارش تنها در یک نسخه تهیه شد و برای امام خمینی رحمه الله به عنوان فرمانده کل قوا ارسال شد.
احمد بورقانی همزمان با کار سخت در خبرگزاری ، بعد از بازگشایی دانشگاه ها به تحصیل خود ادامه داد و دانشگاه شهید بهشتی را برای ادامه تحصیل انتخاب کرد. در سال 1365 با معدل الف در رشته جغرافیای انسانی ـ اقتصادی فارغ التحصیل شد.
بورقانی در سال 1366 خبرگزاری جمهوری اسلامی را موقتاً ترک گفت و رسماً به ستاد تبلیغاتی جنگ رفت،هر چند در طی سال های ماضی در شوراها و جلسات مختلف این ستاد مشارکت فعالی داشت. بورقانی در سال 66 به سمت سخنگوی ستاد تبلیغات جنگ منصوب شد و مسئولیت اطلاع رسانی اخبار جنگ را عهده دار شد. او تا پایان جنگ در این سمت باقی ماند و بعدا به خبرگزاری جمهوری اسلامی بازگشت. او در این فاصله در شکل گیری و برگزاری کنفرانس بین المللی تجاوز و دفاع مشارکت داشت و مسئولیت بخش خبری داخلی و خارجی کنفرانس را به عهده داشت و نیز دبیری انتشار کتاب مقالات کنفرانس را در دو مجلد عهده دار گردید.
بورقانی بعد از بازگشت به خبرگزاری جمهوری اسلامی به سمت مشاور مدیرعامل منصوب شد و یک سال بعد در سال 1368 مسئولیت تأسیس دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی در سازمان ملل متحد در نیویورک به وی واگذار گردید. بورقانی در پاییز سال 1368 در نیویورک مستقر شد و این همزمان بود با قبول مسولیت نمایندگی دائمی ایران در سازمان ملل متحد به توسط دکتر کمال خرازی که ده سال رئیس مستقیم بورقانی بود و بدین سان دست روزگار این دو در یک شهر و در یک سازمان امّا در دو مسئولیت مستقل باز درکنار هم قرار داد.
بورقانی یکی از مفیدترین دوره ها ی کار ی خود را سه سال و اندی می داند که در مقر سازمان ملل مشغول به کار بوده است. به گفته او هر روز این سه سال و اندی آموزش و تجربه تکرار نا شدنی بود و انسان احساس می کرد لحظه لحظه چیزی به او افزوده می شود و امروزش با دیروز کاملاً متفاوت است.
بورقانی به رغم دشواری ها و سختی ها موفق شد علاوه بر تأسیس یک دفتر خبری فعال و آبرومند در ناحیه منهتن نیویورک برای ایرنا، با تدبیر و صبوری، دفتری شایسته ایرنا و ایران در بهترین و مهم ترین منطقه خبررسانی سازمان ملل یعنی طبقه سوم این سازمان که محل فعالیت آژانس ها وخبرگزاری ها و رادیو و تلویزیون ها و مطبوعات درجه اول جهان است دفتری برای خبرگزاری جمهوری اسلامی بر پا کند که برای خبرگزاری های با سابقه سازمان ملل حیرت انگیز بود زیرا دفتر 25 متری خبرگزاری امریکایی یونایتدپرس را مقامات سازمان ملل به دو بخش تقسیم کردند و نیمی از آن را در اختیار ایرنا قرار دادند. و خبرگزاری جمهوری اسلامی  همسایه یونایتدپرس در جنوب و خبرگزاری روتیردر شمال شد و این موقعیت به البته به سهولت نصیب ایرنا نشد مگر با تلاش و مساعدت نمایندگی ایران و شخص دکتر کمال خرازی و همکاران محترم ایشان و نیز دورنگری مسئولان دفتر. فراموش نشود که حدود چهل خبرگزاری، رادیو و تلویزیون و مطبوعه مهم در آن زمان در سازمان ملل در انتظار اتاق و جا به سر می بردند و این ایرنا بود که موفق به دریافت آن شد.
دفتر ایرنا در سازمان ملل در مدت مدیریت بورقانی به لحاظ میزان اخبار ارسالی همواره صدرنشین دفاتر خارج کشور ایرنا بود و دو بار نیز در همایش های سالانه ایرنا به عنوان بهترین دفتر برگزیده شد.
بورقانی بعد از استعفای آقای سید محمد خاتمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تقاضای بازگشت به کشور را تسلیم مسئولان جدید خبرگزاری کرد و در پایان سال 1371 به کار خود در دفتر ایرنای سازمان ملل متحد خاتمه داد. در بازگشت به تهران که تجربه گرانقدر 14 سال کار در خبرگزاری را توشه راه داشت به علت استقرار مدیریت جدید به رغم تمایل قلبی ،خبرگزاری را ترک گفت و به بخش خصوصی رفت. او از سال 1372 الی 1376 علاوه بر نگاشتن مقاله و مطلب در مطبوعات کشور، به کار ویراستاری کتاب مشغول شد و راهبری یک مؤسسه فرهنگی را نیز عهده دار گردید و سایتی به زبان انگلیسی به نام نت ایران بر روی اینترنت راه اندازی کرد. نت ایران اولین و جدی ترین سایت ایرانی به زبان انگلیسی در ان زمان بود که محور کارش ترجمه مقالات و گزارش های خوب منتشره در مطبوعات کشور بود. این سایت با اقبال خوبی روبه رو شد و روزانه تا سی هزار بیننده داشت که نهادهای فکری و نیز عمومی در سرتاسر جهان از بازدیدکنندگان عمده سایت بودند. سایت بعدها به علت مشکلات مالی تعطیل شد.
بورقانی در عین حال در این سال ها سر دبیری مجله ای را به عهده گرفت که در نوع کاری تازه و بدیع بود. مجله ای به زبان انگلیسی که در کانادا از زیر چاپ خارج می شد امّا هیئت تحریریه آن در ایران و تاجیکستان و روسیه مستقر بودند . هدف نشریه بررسی مسائل ایران، آسیای مرکزی بود. انتشار این نشریه که ENVOY نام داشت تا پنج شماره ادامه یافت امّا مشکلات مالی آن را نیز زمین زد.
در سال 1375 که آقای سیدمحمد خاتمی تصمیم گرفت نامزد ریاست جمهوری شود بورقانی نیز به ستاد انتخاباتی ایشان پیوست و بعد از پیروزی وی به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رفت . این در حالی بود که تصور می شود بورقانی همراه با دکتر خرازی به وزارت خارجه می رود. دکتر عطاالله مهاجرانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی مسئولیت معاونت مطبوعاتی این وزارتخانه را بر عهده احمد بورقانی نهاد.
در دوره ی مسئولیت بورقانی، جامعه شاهد رشد توسعه چشمگیر مطبوعات به ویژه روزنامه ها شد و در عین حال بیشترین مخالفت ها با حوزه مطبوعات نیز در همین دوره شکل گرفت.
کمک به توسعه مطبوعات، برگزاری دومین سمینار بررسی مسائل مطبوعات ایران، تغییر جشنواره مطبوعات از مجمعی نمایشی به مکانی برای رشد و داد و ستد فکری در جامعه، کمک به ارتقای آموزش در حوزه مطبوعات و رفعت بخشیدن به جایگاه روزنامه نگاران و خبرنگاران در کشور، تقویت نهادهای صنفی مطبوعات از جمله انجمن صنفی روزنامه نگاران و انجمن صنفی شرکت های تبلیغاتی و فراهم آوردن امکان صدور مجوز برای خبرگزاری های غیر دولتی و خصوصی از جمله اقدامات وی در این دوره بود.
بورقانی بهمن 1377 یعنی کمتر یکسال و نیم بعد از قبول مسئولیت معاونت مطبوعاتی به علت برخی دشواری ها و مشکلات درونی و بیرونی ناچار شد از سمت خود استعفا کند. او بعد از آن به وزارت کشور رفت و مشاور وزیر کشور شد. در عین حال به کار نوشتن در مطبوعات ادامه داد و شاید اصلی ترین کار وی همین نوشتن بود. مقالات بورقانی هم با نام مستعار هم بی نام و هم با نام در مطبوعات منتشر می¬شوند.
بورقانی در سال 1379 به همراه هیئتی برای شرکت در کنفرانس بررسی مسائلی مطبوعات ایران که به همت دانشگاه کلمبیا در نیویورک و نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد برپا شده به نیویورک رفت و بعد از شرکت در چند نشست در مؤسسات تحقیقاتی و پژوهشی و تشریح مسائل مختلف ایران به ویژه حرکت رو¬به رشد توسعه سیاسی و فرهنگی در ایران به کشور بازگشت. وی در همان سال از سوی حزب مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و دفتر تحکیم وحدت از شهر تهران نامزد نمایندگی مجلس شورای اسلامی شد و موفق گردید رای اعتماد مردم تهران را جلب کند و به عنوان نماینده ایشان وارد مجلس شود.
بورقانی در سال اول مجلس به عضویت کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی درآمد و مخبر این کمیسیون شد. وی در سال دوم از سوی نمایندگان مجلس به عنوان عضو هیئت رئیسه مجلس انتخاب شد و مسئولیت کارپردازی فرهنگی مجلس و نیز سخنگویی هیئت رئیسه مجلس در طی سه سال بعدی به او واگذار شد.
بورقانی در تهیه و تدوین و تصویب قوانین سیاسی و فرهنگی در مجلس اسلامی ایفای نقش کرد.
وی علاوه بر این ها در مجامع و شوراهای مختلفی عضویت داشته است از آن جمله ی می توان به دو دوره عضویت در شورای عالی خبرگزاری جمهوری اسلامی از سال 1376 الی 1384 ویک دوره عضوبیت در شورای نظارت بر صدا و سیمای جمهوری اسلامی از سال 1379 الی 1381 اشاره کرد.اودو دوره نیز عضو هیئت داوران نهایی جشنواره مطبوعات بوده است.
بعد از پایان کار مجلس ششم بورقانی به وزارت کشور بازگشت و از آن جا به کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران رفت و مشاور رئیس کتابخانه شد امّا با روی کار آمدن دولت آقای احمدی نژاد به مأموریت وی در کتابخانه ملی خاتمه داده شد و پرونده وی به ریاست جمهوری بازگشت و از آن زمان تا امروز او ناچار به استفاده از مرخصی استحقاقی و بدون حقوق شده است.
بورقانی البته تا اين اواخر هم در مطبوعات می نوشت و روزنامه نگار باقی مانده بود.


Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /homepages/10/d174596738/htdocs/bourghaniDotCom/wp-includes/class-wp-comment-query.php on line 405

1 فکر می‌کنند “زندگي نامه احمد بورقانی به قلم سهام الدین بورقانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *