معناي درست اصالت-دكتر فياض زاهد

در كتاب فاخر «نامه دانشوران ناصري» در شرح حال سيد مرتضي كه: به همراه برادرش سيدرضي از شاگردان برجسته شيخ مفيد بودند، حكايتي در باب ملاقات ابوالعلاي معري دهري‌مسلك برجسته و يكي از اديبان سخن ساز و نغز گفتار چند سده ادبيات عرب با او مجالستي حاصل شده بود «روزي به محفل شريف كه سيدالمجالس بود قدم نهاد و چون نابينا بود كسي را لگدكوب كرد او را از آن صدمت زحمتي رسيده برآشفت و گفت: اين سگ كيست. ابوالعلا گفت: اين نام را آن كس شايسته باشد كه سگ را هفتاد اسم نداند. چون شريف اين كلام بشنيد او را بخواند و نزد خود بنشانيد ابواب عطوفت بر وي گشوده، طريق امتحان سلوك داشت.» با اين همه جمله‌اي از ابوالمعلاي معري در باب سيد‌مرتضي نقل شده كه گوياي واقعيتي اصيل بود. وي در باب سيدمرتضي نوشته بود «تمام تاريخ را در يك ساعت و همه جغرافيا را در يك اتاق توامان ديدم.» برخي چنين‌اند. اوصافي دارند كه سخن گفتن درباره آنها راحت نيست. احمد بورقاني از جمله چنين مرداني بود. زمان و مكان در او به وحدت و تعادل رسيده بودند. آدمي اصولگرا بود نه با تعاريفي كه اين روزها ارائه مي شود. اصول‌گرايي به معناي پايبندي به پرنسيب، اصول و ارزش‌هاي مطلق انساني، اصلاح‌طلب بود نه در چارچوب خشك و بي روح مفاهيم سياسي. بلكه در تعادل اخلاق و عمل. تجلي تعبير بلند شيخ اجل سعدي كه با دوستان مروت و با دشمنان مدارا.
خوش مشرب بود نه از جنس بذله‌گويان مذبذب باري به هر جهت. تجلي آن تعبير رسول خدا (ص) بود كه فرموده بودند، سيمايي بشاش در روز و چهره‌اي گريان در شب دارند.
خوش قول و بامرام بود. به گونه اي كه هرگاه در مي ماندي شايد جزء معدود گزينه‌هايي بود كه مي شد سر در گوشش نجوا كرد.
آزاد بود به مثابه تعبيري كه براي بلند مردان سرو صفت آورده‌اند. بگونه اي كه نه اكسير قدرت و نه افسون ثروت و نه مستي شهرت او را از غالبي كه در آن رشد يافه بود، به اعوجاج نكشاند.
هم عصا داشت و هم عصا به دست مي‌داد. دزد عصاي ديگران در روزگار بي معرفتي و قحط‌الرجال نبود. تعبير بلند صعصعه در باب مولايش علي (ع) در روز خلافت براي احمد ما نيز معنا داشت. آنجا كه گفته بود «تو به خلافت اعتبار دادي.» او به نمايندگي مجلس اعتبار داده بود. امروز آنهايي كه در اين روزها عكس‌هايشان بر در و ديوار آويزان است، بايد مروري بر احوال او نمايند. او هر چند آوازه مدرس را نداشت، اما در دامنه هاي آزادگي ره مي سپرد. بي ترديد اگر مي‌ماند موجد اثرات درخشانتري نيز مي شد.
مطبوعات ايران هم او را فراموش نخواهند كرد. او تأثيري داشت كه ميرزا جهانگير خان در مشروطه از خود برجا گذاشت.
در يك كلام احمد چهره جدي تاريخ زمانه خود بود، نه چهره كمدي و تا حدي مزاح گونه آن. اصيل بود، همچون همه واژه هاي بلند و صاحب معنا. افسوس كه ديگر در ميانه ما نيست.

2 فکر می‌کنند “معناي درست اصالت-دكتر فياض زاهد

  1. سارا

    حرفاي شما با شخصيت شما جور درنمياد؛هرچند هردوشون پر از كنايه وتمسخره!! جناب آقای دكتر زاهد اين نام و ميل من نيست.

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *