به یاد پدر-سهام الدین بورقانی

روزها گویی همه رنگ و بوی احمد بورقانی دارد. از زمان هجرتش تاکنون نزدیک 100 روز می گذرد. پیرامون شخصیت، منش سیاسی، ویژگی ها و سجایای اخلاقی او بسیار نوشته اند و اینجا دیگر مجال تکرار نیست. پنج شنبه گذشته انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران از احمد بورقانی و 4 روزنامه نگار دیگر تقدیر کرد و قلم طلایی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات نیز به زنده باد بورقانی اهدا شد. همانجا و در متنی که برای سخنرانی به این مناسبت آماده کرده بودم، اشاره کردم که ای کاش از احمد بورقانی که به حق او را معمار توسعه مطبوعات مستقل خوانده اند زودتر قدردانی می شد؛ هرچند او بی نیاز از هر تقدیر و تشکری بود و صرفا به آنچه عقیده داشت عمل می کرد، اما در هر حال در هیاهوی دادگاه های رنگارنگ و بحبوهه بازجویی های مختلف مراسمی از این دست می توانست مرهمی هرچند اندک برای خاطر پریشانش باشد.

بگذریم؛ اگرچه بنده در مقامی نیستم که بخواهم شرح خدمات احمد بورقانی در راه آزادی مطبوعات و دغدغه های آزادیخواهانه او را بدهم اما بد نیست به برخی مسائل اشاره ای کوتاه داشته باشم.

اول نگاهی به پذیرش مسئولیت معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد توسط پدرم خواهم داشت. کم مدیرانی یافت می شوند که در زمان پیشنهاد منصب و سمتی حسابی آن را مورد مداقه و بررسی قرار دهند، به مشورت با دیگران بنشینند و خلاصه در زوایای گوناگون سمت پیشنهاد شده غور کنند. به یاد دارم بعد از دوم خرداد 76 زمانی که آقای خاتمی مشغول انتخاب اعضای کابینه بود و پیشنهاد معاونت مطبوعاتی هم به پدر داده شده بود مدام از اهالی فن، از اساتید مجرب و دانشمند در حوزه رسانه و مطبوعات تا مدیران مطبوعات و بسیاری از روزنامه نگاران قدیمی و متخصص مشورت می گرفت. به طوریکه وقتی این طرف و آن طرف همراه او بودم و در جریان گفتگوها قرار می گرفتم احساس می کردم که او سال ها در معاونت مطبوعاتی کار کرده و تجربه اندوخته. او حتی برای خود دفتری مهیا کرده بود در حدود 100 صفحه که در آن تمام برنامه ها و دغدغه های کاری خود را به صورت منظم نوشته بود و در نهایت با دست پر، برنامه مشخص و مدون و انگیزه ای قوی پیشنهاد معاونت را پذیرفت.

چندی پیش که دفتر معهود را یافتم و تورقی کردم، مبهوت و متحیر مانده بودم که چگونه می شود این همه دقیق بود و تا این اندازه حساسیت به خرج داد تا مختصات یک کار دقیقا دست آدم بیاید و با برنامه راهبردی خود بتواند از عهده اداره یک تشکیلات برآید و ضمنا بتواند افکار آزادیخوانه را هم دقیق به پیش برد.

راه دور نروم به خاطر دارم زمانی که جامعه در تب و تاب انتخابات دوم خرداد بود و از او سوال می کردم که مزیت خاتمی نسبت به دیگر رقیبان چیست و چرا اینقدر همه هیجان دارند؟ او از آگاهی سخن می گفت و تاکید فراوانی بر آن می کرد. از وسعت بخشیدن به آزادی برایم می گفت و از مطبوعات آزاد. می گفت مطبوعات آزاد رکن همه اینهاست. مطبوعات که آزاد باشند اطلاع رسانی و آگاهی بخشی رشد پیدا می کند. مردم تشنه آگاهی و دانستن اند. با مطبوعات آزاد می توان سطح فرهنگی یک جامعه را ارتقا داد و آنها از این رهگذر می توانند مشارکت فعال به معنی واقعی کلمه در امور شهروندی و سیاسی داشته باشند.

وقتی پدر اینها را می گفت برقی در چشمانش می دیدم. گویی سال ها منتظر چنین لحظه ای بوده. او خود عاشق خواندن بود و علاوه بر اینها معتقد بود که وقت مرده ای که بسیاری از جوانان در طول روز دارند با خواندن روزنامه و نشریات رنگارنگ در حوزه های متنوع پر می شود. بعدها هم می توان شاهد تاثیرات شگرف همین روزنامه خوانی شد. کما اینکه یکی دوسال بعد که در محله مان-نظام آباد- قدم می زدیم بچه محل هایمان را می دیدیم که روزنامه به دست ایستاده اند و تازه مشغول بحث هم هستند. پدر با رویی گشاده به آنها اشاره کرد و گفت: باورت می شد روزی این جوان ها اینجا روزنامه به دست بایستند؟

گاهی برخی، ایده های بزرگی در ذهن دارند اما راه اجرایی کردن ایده ها خیلی برایشان روشن نیست. توجه به بعضی مسائل کوچک گاهی باعث می شوند تا کانال محقق شدن آن ایده ها و دغدغه ها باز شود. یکی از این مسائل مهم به نظر حقیر باز بودن درهای معاونت مطبوعاتی بر روی همه دست اندرکاران مطبوعاتی، اساتید دانشگاه و متقاضیان مختلف بود تا بتوانند به سرعت و بی دردسر وارد شوند و درخواستشان را مطرح کنند، مشورت کنند، مشورت بدهند و الخ. من آن زمان در سال دوم دبیرستان مشغول تحصیل بودم و کاری با پدر داشتم. وارد معاونت شدم، خودم را فراهانی معرفی کردم و گفتم می خواهم آقای بورقانی را ببینیم. مسئول مربوطه فقط گفت: بفرمایید بالا. رفتم بالا و نزدیک اتاق شدم و با کمال تعجب دیدم در باز است و پدر درحال گفتگو با یکی از مدیران مسئول مطبوعات است. سلام کردم و گفتم جدی جدی اینجا درهایش به روی همه باز است! خندید و گفت: پس چی فکر کردی!

به همین علت بود که معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد در حقیقت تبدیل به “خانه روزنامه نگاران” شده بود. هیچ صاحب نشریه و مدیر مطبوعاتی در آن دوران احساس غریبی نمی کرد و به طرفه العینی می توانست آقای معاون را ببیند و تقاضایش را مطرح کند و مطمئن باشد که او همه تلاشش را خواهد کرد تا هرچه زودتر نشریه جدید روی دکه ها قرار گیرد.

با همه این توصیفات وقتی که با او در مورد کارهای بزرگی که در مدتی کوتاه انجام داده بود هم کلام می شدی می گفت: کار خاصی انجام ندادیم، تنها به وظیفه مان عمل کردیم!

***
خارج از فضای معاونت مطبوعاتی هم احمد بورقانی همواره پیگیر مسائل مختلف مطبوعات بود و در این میان نقش محوری پیدا کرده بود. کوچکترین اتفاقی که در روزنامه ها می افتاد همه فی الفور سراغ او را می گرفتند و او بی منت و به سرعت خود را می رساند و آستین ها را بالا می زد تا به حل مشکلات بپردازد. شاید مهمترین ویژگی که سبب می شد تا همه حرفش را بپذیرند نگاه و زبان او بود. نه نگاهش از بالا بود و نه زبان رسمی داشت. به همین دلیل همه او را از خود می دانستند و ریش سفیدی اش گره گشا واقع می شد.

اما در باب اهداء جایزه قلم طلایی و تقدیر انجمن صنفی، همچنان که در آن مراسم گفتم داغ یک عکس یادگاری با کمال و زهرا و مادرم به همراه پدرم در مراسم بزرگداشت او برای همیشه بر دلم می ماند.

*این یادداشت در ویژه نامه آخر هفته روزنامه اعتماد منتشر شد.

3 فکر می‌کنند “به یاد پدر-سهام الدین بورقانی

  1. el-yasin human rights

    ** پخش مجموعه توهین آمیز آرماگدون 4 از صدا و سیما
    این مجموعه که توسط دفتر پژوهشهای روزنامه کیهان تهیه شده در قسمتهای متعدد خود پائولو کوئیلو، اوشو، سای بابا، ایلیا میم، دالایی لاما، دراویش، بهاییت، پاپ (رهبر کاتولیکهای جهان)، روسای جمهور امریکا و اروپا، شبکه های ماهواره ای، فیسبوک و توئیتر، و حتی کوکاکولا و نستله را مروج بی خدایی و عامل صهیونیسم معرفی کرده و آنها را در کنار شیطان پرستان قرار می دهد!

    ** نامه ۱۲۶ روزنامه نگار به روسای قوای قضائیه و مقننه: ما خواستار اجرای قانون و حرمت قلم ایم
    تعداد ۱۲۶تن از روزنامه نگاران کشورمان در نامه ای خطاب به روسای قوه های مقننه و قضاییه با بیان اینکه درست در روزهایی که متهم بازداشتگاه غیرقانونی کهریزک ارتقا مقام می گیرد و قوای تحت ریاست شما چشم بر اتهامات او می بندد، خاطرنشان کرده اند: روزنامه نگاران ایرانی یکی بعد ازدیگری راهی زندان ها می شوند، به آنان ناسزا می گویند و حتی تعرض فیزیکی میکنند.
    (متن کامل این گزارش رادر لینک زیر مشاهده کنید)

    http://www.ayahra.org/newsletters/9102

    پاسخ
  2. طرح های دفاعی و درس‌های مبارزه بی‌خشونت

    با درود
    شناسایی و تجزیه تحلیل روشهای مختلفی که در تاریخ جنبشهای بی خشونت مورد استفاده قرار گرفته اند از کلیدهای پیروزی در مبارزات مدنی است.
    تفاوتی نمی کند که شما یک روزنامه نگار باشید یا فعال مدنی،یک مدافع حقوق بشر،یک فعال رسانه ای یا عضوی از خانواده یک زندانی سیاسی. حتی ممکن است یک شهروند عادی و یا از آن دسته کسانی باشید که بدلیل خطرات و تهدیدات موجود ناچار به جلای وطن شده و سالهاست در غربت زندگی می کنید. نقطه ای که این روزها همه ما را به هم پیوند میدهد درد مشترکی است که تک تکمان از آن در رنجیم؛ دردی ناشی از نقض شدید حقوق انسانی و رفتارهای وحشیانه افراطیون مذهبی با ما و هموطنان ما در ایران.
    بیانیه های منتشرشده درباره برنامه های دفاعی و واکنشهای یکی از طیفهای تحت تهاجم در ایران از جمله منابع قابل دسترسی درباره روش های دفاع بی خشونت است. این بیانیه ها متکی بر 720 طرح راهبردی و حاوی شماری فرمول و تاکتیک است که بر اساس موثرترین روشهای مبارزه و دفاع بی خشونت تنظیم شده است؛ فرمولهایی که قابل تبیین و متناسب سازی برای سایر طیفها و اقشار تحت فشار و مورد تهاجم نیز هستند.
    متن کامل بیانیه ها را از اینجا مشاهده کنید:
    https://sites.google.com/site/lessonsofstruggle/home/new-statements/Statements

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *